زبان
از جمله مباحثی که در حوزه زبان شناسی از اهمیّت برخوردار بوده و کم تر به آن توجه شده است و حتی در مناطق ایران اصلاَ مورد توجه قرار نگرفته ، گویش های محلی است زیرا گویش های گوناگون خود از عناصر مهم میراث فرهنگی و از ارزش های والای جامعه به حساب می آیند و در مملکت بزرگ آن قدر دامنه ی گسترده ای دارد که در میان هر ایل و قبیله و روستا و شهر گویش خاصی وجود داردکه اگر با دیدی علمی ، دقیق و تیزبین مورد مطالعه قرار گیرد حکمت های فرائانی در میان آن ها یافت می شود. از جمله ی این گویش ها که مورد توجه قرار نگرفته و راجع به آن مطالعه و پژوهش علمی عمیقی انجام نشده ، گویش مردم منطقه دشتی است که یکی از اصیل ترین گویش های ایران بوده و ریشه در زبان باستان ایران و زبان پهلوی ساسانی دارد و کلمات و اصطلاحاتی به همان سبک و قالب زبان پهلوی هنموز هم با گذشت پند قرن در آن محفوظ مانده و در زبان محاصره ای مورد استفاده قرار می گیرد.
...
ادامه مطلب
امپراتوری سلجوقی
ترکان سلجوقی گروهی از قبیله هایی بودند که در ترکمنستان وآسیای مرکزی زندگی میکردند.آنان حدود 183 سال برمنطقه وسیعی شامل روسیه،ایران،شام،چین و هندوستان فرمان میراندند.طغرل بیک،معروف ترین پادشاه آنان بود که در سال 447 هجری قمری بغداد را فتح کرد و خلیفه عباسی را تحت فرمان خود درآورد.پس از او آلب ارسلان به قدرت رسید که ارمنستان رافتح کرد و دولت روم را باج گزار خود کرد.امپراتوری سلجوقی در زمان ملکشاه به اوج قدرت خود رسید.او دانشمندان وهنرمندان را تشویق میکرد و در زمان او بود که خواجه نظام الملک،وزیر ایرانی،مدرسه های نظامیه را بر پا کرد.
ادامه مطلب
عمارت شيرينه در محلي موسوم به همين نام در دل كوه و در 5 كيلومتري شرق خورموج احداث گرديده عمارت شيرينه توسط محمد خان دشتي بنا نهاده شده و با توجه به اينكه سرچشمه آب شيريني در كنار عمارت قرار داشت مشهور به عمارت شيرينه گرديد. قدمت اين بنا به صد سال مي رسد. پس از فوت محمد خان اين بنا فروخته شد به شيخ عبدالله حاجياني و بعد از ايشان مالكين به ترتيب عبارتند از : غلامي حاج حيدر مظفري صالح احمدي كه نهايتاً با توجه به اينكه چاههاي عميق و تلمبه خانه اداره آب در كنار عمارت قرار داشت توسط سازمان مزبور خريداري گرديد. عمارت شيرينه داراي دو طبقه بوده و از مصالح سنگ و گچ ساخته شده است. طبقه زيرين به دو بخش تقسيم مي شود بخش مركزي كه به صورت يك سالن به ابعاد 24 متر مربع است درگاههاي به شكل هلالي به طور قرينه در ديوارهاي شرقي و غربي ايجاد كرده اند كه از طريق اين درگاهها به دهليزي كه به صورت كمربندي تمام سالن را دور ميزند راه پيدا مي كند. سالن مركزي در مجموع 8 درگاه قوسي شكل دارد كه به دهليز ار تباط پيدا مي كند. دالان مجاور سالن داراي 3 متر عرض و 6 دريچه نور گير به صورت قرينه در سقف آن ايجاد كرده اند كه نور لازم را در اين بخش تامين كرده است. ورودي دهليز با سه پله به داخل بنا راه داشته و در جانب غربي دهليز ايجاد شده است. طبقه دوم كه در حقيقت شاه نشي مي باشد داراي تزئينات و الحاقات مخصوص به خود مي باشد و در اين قسمت قرينه سازي و تعادل و همچنين منظر سازي بسيار ماهرانه و استادانه بكار بسته شده مخصوصاً در شاه نشين مقرنس كاري و كاربندي و قرينه سازي در هلالي هاي گچبري بخوبي بكار گرفته شده است عوامل تزئيني اين بنا علاوه بر كاربندي ها و قاب هاي تزئيني زير قوس هاي سقف و همچنين طاقنما هاي تزئيني و طاقچه هاي متعدد كه به صورت قرينه در ديوارهاي جانبي شاه نشين بكار گرفته شده از انواع بديع طاق و طاقنما از جمله كلمبو كه مخصوص آب انبارها و كاروانسراهاست در اين بنا بكار رفته است. همچنين پوشش درگاهها به صورت چپيله نيز از ديگر عوامل بارز اين بنا است. طاق بين تويزه ها تركيبي از خوانچه پوش است كه مشابه آن را در مسجد جامع يزد و خانه سوكياسيان اصفهان مي بينيم.
قلعه دختر در شرق روستاي لاور ساحلي قرار دارد كه از سمت غرب به ساحل زيبا و آرام خليج فارس مشرف است و از سمت شرق به كوه مند منتهي مي شود ودر پرتگاهي تند و بسيار تيز قرار دارد . اگر سمت شرق روستاي لاور و گلستان نگاه دقيقي به كوه مند بيندازيم آثار و بقاياي اين قلعه بر تيغ كوه مشهود و پيدا است و هنوز هر چند از زمان ساخت آن شايد قرن ها گذشته باشد ولي نشان از استواري و عظمت در چند ستون باقي مانده قسمت غربي آن هويدا است .در جلوي قلعه چهار ستون قرار داشته است كه جز آثار يكي بقيه ريزش كرده .
در برجك غربي قلعه كه در واقع طبقه فوقاني قلعه بوده است چند سوراخ مستطيل شكل براي ديده باني يا پرتاپ تير توپ خانه به بيرون بوده است كه امروزه اين چند سوراخ مذكور پوشانده شده است و اين شايد صيادان محلي و شكارچيان وحوشي مثل بز و كل و يا پرندگان در همين سال ها زماني كه برج هاي قلعه سالم بوده به عنوان پناه گاهي استفاده مي كردند آنجا را پوشانده اند . قلعه به جز طبقه فوقاني بقيه زير خاك رفته است به گفته اهالي محل سقف چند اتاق آن هم تا سال هاي اخير سالم بوده است ( 1374 شمسي ) و بر اثر بارندگي شديد از بين رفته است . با توجه به آثار باقي مانده دو غار كه هنوز تحقيقي را جع به آنها نشده است به روستاهاي لاور و گلستان منتهي مي شده است كه آثار اين غارها درحياط منزل يكي از اهالي روستاي گلستان هنوز ديده مي شود و اين دو غار از قلعه آغاز و به اين دو روستا منتهي مي شده است . يك راه كاملا هموار و صافي به طول يك كيلومتر تا دريا قرار داشته كه شاه دختر بدون كمترين زحمتي خود را به ساحل مي رسانده است. ساختمان قلعه از نوعي سنگ رسوبي – كه در همان منطقه وجود دارد – و ساروج ساخته شده است .
در نزديكي قلعه سرزمين يا به اصطلاح امروزي پاركي كه گل نرگس در آن زياد مي روئيده قرار داشته است كه به همين خاطر آن را پارك نرگس مي ناميده اند براي آبياري پارك آب انبارهاي مخصوصي وجود داشته است كه اثار سه تاي آنها در كنار قلعه پيداست .
در ضلع شرقي قلعه چاله اي شبيه چاه ديده مي شود كه احتمالا حفاري غير مجاز از طبقه فوقاني به طبقه فرو رفته پاييني انجام شده است و اشياء نفيس و باستاني كه وجود داشته به سرقت رفته است و سه پايه اي كه براي بالا كشيدن خاك و سنگ اين حفاري استفاده مي شده در پرتگاه شرقي قلعه ديده مي شود .با توجه به فرسايشي كه بر اثر گذر زمان و عوامل طبيعي به وجود آمده است و هر ساله ببيشتر مي شود قلعه را در خطر تخريب و نابودي كامل و صد در صدر قرار داده است.
چنين گفته شده که اين مکان محل فرمانروايی زنی قدرتمند بوده که سالها بر لاور و اطراف حکومت کرده است . اين قلعه اکنون خرابه ای بيش نيست .
شعر جنوب در يك رابطه ارگانيك با شعر ايران مي تواند مطرح باشد، اما به دليل ويژگي هاي اقليمي داراي فرديت خاصي است. شعر در جنوب با موسيقي، سخت پيوند خورده است تا جايي كه مي توان گفت موسيقي سازي در جنوب، كمتر مفهومي عيني دارد. گويا بيشتر دوبيتي ها براي همراهي كردن نوعي موسيقي سروده مي شود. در جنوب و بخصوص در ميان مردم ساده و عامي، شعر ربطي به كتاب ندارد، كم و بيش «شعر برلب هاي همه جاري است، همه شعر بلدند، همه عاشق شعرند، شعر همواره از گفت وگوهاي روزانه سردرمي آورد.
در جنوب شعر بيشتر خصلتي عاطفي دارد تا مثلاً اجتماعي و يا سياسي. در شعر جنوب، غم نقطه عزيمت ذهن شاعراني است كه در حوزه اي معين، سير دردمندانه اي را طي مي كنند.
از طرفي درك دوراني يك دوبيتي در جنوب، در رابطه با تأثير آهنگ دردمندانه شروه امكانپذير است و حتي دوبيتي هايي كه از ملاك زيبايي شناختي يك شعر خوب برخوردار نيستند، با افكار بربعد عاطفي و نيز با برخورداري از ريتم و الحان شروه، حيات تازه اي مي يابند. جذابيت عاطفي دوبيتي هاي جنوب و بردموسيقايي شروه به قولي بتهون را تداعي مي كند كه «در وصف يك تصوير، به حوزه نقاشي تعلق دارد و حتي شاعر خوشبخت تر از من است، چه به اندازه من محدود و مقيد نيست، اما از سوي ديگر، قلمرو من تا نواحي دوردست گسترش دارد ولي رسيدن بدان چندان سهل و ساده نيست.»
در يك برخورد، نوسانات عاطفي در شعر جنوب را مي توان ناشي از لاقيدي هاي شاعرانه بررسي كرد، لكن غالباً بافت شعر، در يك روند خاص، حكايت از جامعيت عاطفي مشخصي مي كند.
غنايي تراژيك مستمر در كليت فرهنگ جنوب، به عنوان يك مفهوم كلي هنري، شعر جنوب را به نحوي قابل تفسير مي سازد. مثلاً اگرچه شعر جنوب جز در مواردي اندك خصلتي مثلاً ضدفئودالي نيست، اما روان شناختي آن، حكايت ازستيزي غايبانه دارد. رمانتيسم فعال در شعر جنوب، بطور پراكنده رشدي سريع مي يابد، اما مجموعاً نيرومندي خود را از دست نمي دهد. به همين دليل دوبيتي هاي جنوب در مقايسه با دوبيتي هاي ديگر نقاط ايران، درخشش غم انگيز بيشتري دارند. مثلاً دوبيتي هاي مهدي، ابن لطيفا، محيا، باقر، نجما، مأيوس، محمدذوالفقار، شمسا و صابر، باتوجه به سرشت فولكلوريك آنها، در برابر غم سرودهاي فايز، مفتون، باكي، شيدا، مهيا، علي نقي دشتي، احمدخان دشتي، فاضل جمي، نادم، پورنادم و جلوه و جلاي چنداني ندارند.
دوبيتي هاي جنوب ايران طبعاً داراي سرشت و سرنوشتي از پيش تعيين شده نيست، اما شرايط اقليمي، رشد طبيعي درد را در اين راستا به ارمغان آورده است.
علي باباچاهي
چند دوبیتی از فایز دشتی:
اگر از روی تو مهجورم ای دوست
زدرد دوريت رنجورم ای دوست
جدا فايز زتو نز بی وفايست
خدا داند که مجبورم ای دوست
تو که هيچت ز حال ما خبر نيست
خبر زين کام خشک و چشم تر نيست
بود اندر وطن اسوده فايز
کسی کش دلنوازی در سفر نيست
خبر از دل ندارم نيست يا هست
بريد از ما و با دلدار پيوست
گله از دل مکن فايز که پيری
تو را از پا فکند رفت از دست
کنم مدح خم ابروت يا روت
نهم نام لبت ياقوت يا قوت
يقينم هست فايز زنده گردد
رسد بر تخته تابوت تا بوت
ارشک
| ارشک یکم | |
|---|---|
| منصب : | شاهنشاه ایران |
| دودمان : | اشکانی |
| دورهٔ فرمانروایی: | ۲۵۰ تا ۲۴۷ پ.م. |
| نامهای دیگر : | اَشک |
| نیا : | فریاپد[1] |
| کارهای بزرگ: | بنیادگذاری دودمان اشکانی |
| فرزندان : | |
| برادر : | تیرداد یکم |
| جانشین : | ارشک دوم |
اَرَشک یا اشک یکم (سلطنت از ۲۵۰ پ.م. تا ۲۴۷ پ.م.) (۳۰۰ تا ۳۰۲ هجری خورشیدی) نام بنیانگذار شاهنشاهی اشکانیان است.
اشک یکم پادشاه اشكانی يك نفر سکائی بود از طايفهٔ آریایی پرنی و اين طايفه هم از قوم ده سكائى كه در همسايگى گرگان سكنى داشت، بشمار ميرفت. ارشك با طايفهٔ خود در وادى اترک ميزيست و بعد از اينكه شنيد دیودوت در باختر اعلان استقلال داده و سكه به اسم خود زده يعنی از دولت سلوکی جدا شده، این شخص با طايفهٔ خود پرنی همدست شد در قرن ۲۵۶ پ.م. پرچم مخالفت با سلوکیها بیافراشت و جنگهای متعدد با آنها نمود، در نتیجه غلبه یافت و دولت پارت را تاسیس کرد (۲۵۰ پ.م. بعضی ۲۴۹ پ.م. نوشتهاند). پس از این فتح، عزیمت باختر نمود و با این مملکت که نیز مستقل شده بود جنگ کرد در حین جنگ از دست نيزهدارش زخمى برداشت و بر اثر آن درگذشت (۲۴۷ پ.م.).
چون ارشک بانی سلطنت اشکانی بود، شاهان دیگر اشکانی او را تقدیس میکردند چنان که به او لقب اپی فانس (به زبان یونانی به معنی نامی و پر افتخار) دادند و به یاد بود اینکه او سرسلسله اشکانی است به اسم خود کلمه ارشک (اشک را یونانیها «آرزاکس» نوشتهاند که یونانی شده ارشک است) را افزودند (ارشک بعدها اشک شد) مورخین این نکته را رعایت کردند .
کوروش دوم، معروف به کوروش کبیر (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد). اين نام در پارسی باستان𐎤𐎢𐎽𐎢𐏁 (Kūruš) ،در كتيبههاى عیلامی، Ku-rash ، دركتيبههاى بابلی، Ku-ra-ash و در یونانی، Κῦρος آمده است. صورت لاتینی شدهٔ آن سیروس يا سایروس (Cyrus) و صورت عبری آن كورش (Koresh) مي باشد. شاه پارسی، بهخاطر بخشندگی، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایهگذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن بردهها و بندیان، احترام به دینها و کیشهای گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شدهاست. کوروش نخستین شاه ایران و بنیانگذار دورهٔ شاهنشاهی ایرانیان میباشد.
ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان، که وی ممالک ایشان را تسخیر کرده بود، او را سرور و قانونگذار مینامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسحشده توسط پروردگار بشمار میآوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک میدانستند . درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چندگانگی وجود دارد و این که به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده است. کوروش سردودمان هخامنشی، داریوش بزرگ، خشایارشا، اسکندر مقدونی گزینههایی هستند که جهت پیدا شدن ذوالقرنین واقعی درباره آنها تحقیقاتی صورت گرفته، اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آن با آیات قرآن، تورات، و انجیل تنها کوروش بزرگ است که موجهترین دلایل را برای احراز این لقب دارا میباشد.عده ای از فقهای معاصر شیعه نیز کوروش را ذوالقرنین پیغمبر الهی میدانند. ایت الله علامه طباطبایی-ایت الله مکارم شیرازی- ایت الله صانعی از معتقدان این نظر هستند...
ادامه مطلب
"سامانیان" سامان دادند
در سال 261 هجری قمری،امیر اسمائیل،از نوادگان سامان که نسبت او به بهرام چوبین میرسید،در بخارا حکومت سامانیان را بنیان نهاد.سامانیان در دوره شکوه خود بر خراسان،گرگان وطبرستان و ری وحتی سیستان و بلخ فرمان میراندند.بیشتر امیران سامانی از آیین کشور داری آگاه بودند و شاعران و دانشمندان را محترم میشمردند.ابن سینا مدتی در دربار سامانیان وکتابخانه ی بزرگی در بخارا ایجاد کرد.سامانیان شاعران پارسی گوی راتشویق میکردند و رودکی،شهید بلخی،دقیقی وکسایی مروزی،از جمله شاعران مورد توجه آنان بودند

"نخستین امپراتوری ایران"
ماد ها نخستین امپراتوری ایران را به وجود آوردند.وبیش از 150 سال بر نواحی غرب ایران ازهمدان تا آذربایجان و بخش هایی از میان رودان(بین النهرین)حکومت کردند.آمادانا مرکز حکومت ماد ها بودکه بعد ها هگمتانه نام گرفت.هگمتانه یاد آورگردهم آیی بزرگ ماد ها برای انتخاب دیآاکو در حکم اولین پادشاه ماد است.دیآاکو که خود
را داور می نامید ، 706سال پیش میلاد قبیله های ماد بر ضد آشوریان متحد کرد وکوشید بر سلطه ی آنان بر ماد ها
خاتمه دهد.این آرزو در زمان حکومت هوخشتره ، فرزند دیآاکو به حقیقت پیوست.ماد ها 612 سال پیش از میلاد،
شهر نینوا ،پایتخت آشور را به کمک بابلی ها تسخیر کردند و به سال ها ویرانگری وستم بیش از اندازه آشوریان
خاتمه دادند.

چنگیزخان، (۱۱۵۵، ۱۱۶۲، یا ۱۱۶۷ تا ۱۸ اوت ۱۲۲۷ میلادی) با نام اصلی تموچین، خان مغول و سردار جنگی، کسی که قبایل مغول را متحد ساخت و با فتح قسمت زیادی از آسیا شامل: چین، روسیه، ایران و خاور میانه، و همچنین اروپای شرقی، امپراتوری مغول را پایهگذاری کرد. او پدربزرگ کوبلایخان اولین امپراتور از سلسله یوان در چین بود.
کودکی تا جوانی
چنگیز با نام تموچین در سالهایی بین ۱۱۶۲ تا ۱۱۶۷ میلادی به دنیا آمد. نخستین پسر یسوجی، رئیس قبیله کیاد، از خاندان برجیگین. در زمان یسوجی و آغاز احوال چنگیز اقوام مغول و تاتار یکی مطیع دیگری نبودند و هر یک از خود دارای رئیس قبیله جداگانهای بودند و پیوسته میان ایشان جنگ و خصومت بود. تموچین در سیزده سالگی پدرش را از دست داده بود، افزون بر اینکه اقوام زیر اطاعت پدرش از وی روی گرداندند، اقوام دیگر نیز با وی و خانواده اش به خصومت برخاستند. تموچین در نوجوانی رنجهای فراوانی را متحمل گشت حتی چندین مرتبه گرفتار و محبوس نیز گشت. تموچین از همان نوجوانی روحی نا آرام و ماجراجو داشت، چون میدید که خویش و بیگانه از وی بیزارند درصدد یافتن پشتیبان برآمد تا کسی را بیابد که بتواند موقتا در زیر سایه وی پناه ببرد، سرانجام به سراغ یکی از دوستان پدرش بنام اونگخان افتاد. اونگخان نیز تموچین را بیاد دوستی با پدرش بخوبی پذیرفت و در میان قبیله خود برایش جای داد و در وی به چشم عزت و احترام نگریست و چنان نوازش کرد که بیشتر از آن متصور نبود.
ادامه مطلب
در سالهای ضعف و انحطاط بغداد که امراء ترک و کرد و گیل و دیلم خلیفه را هم در تختگاه وی دست نشانده قدرت و غلبه خویش ساخته بودند، با آن که در ایران اندیشه ایجاد یک قدرت پایدار همراه با احیاء مرده ریگ باستانی در خاطر بسیاری از داعیه داران عصر، از گیل و دیلم و طبری شکفته بود، تحقق این رویاء آن هم در یک مدت کوتاه، تا حدی فقط برای آل بویه ممکن شد که آن نیز به سبب اختلافات خانگی، تقید به تقلید از دعوت زیدیان، و برخورد با انقلابات خراسان خیلی زود مثل یک رویای صبحگاهی پایان یافت، مع هذا بنیانگذار این سلسله علی بن بویه دیلمی ملقب به عمادالدوله و برادر زادهاش فنا خسرو بن حسن معروف به عضدالدوله، با وجود محدود بودن امارت خویش و با آن که در زمان آنها فرصتی هم برای احیاء فرهنگ فارسی در قلمروشان پیدا نشد، باز استعداد خود را برای بازسازی وحدت از دست رفته قرنهای دور نشان دادند. هر چند دولت آنها به رغم انتسابی که بر وفق رسم عصر به یک پادشاه باستانی مثل بهرام گور هم موفق به ایجاد تعادل پایدار عصر از یاد رفته بهرام در قلمرو یزدگرد نشد، باری طی چندین دهه فرمانروایی آنها، قدرت اخلاف سعد بن ابی وقاص و مروان و معتصم، نقش فعالی را که پیش از آن در سرنوشت مردم ایران داشت به نقش انفعالی مبدل ساخت و بدینگونه عناصر تازهیی از طوایف و اقوام مردم ایران بار دیگر آنچه را ایران طی سالها به اعراب و ترکان اهل سُنت واگذاشته بودند، این بار همراه آیین شیعه، دیگر بار، و گرچه برای مدتی کوتاه، به دست آوردند. دولت شيعی آلبویه در بخش مهمی از سرزمين ايران حضور داشت.
ادامه مطلب
امروز و بنا به تقویم خویشاوندان آنسوی آب، فردا، روزی بسیار بسیار جالب است. این روز که هفتم جولای دوهزار و هفت نام دارد، هنگامی که به این شکل ۷/۷/۰۷ نوشته میشود، ماهیت جادویی خود را نشان میدهد...
ادامه مطلب
اشکانیان
اشکانیان (۲۵۰ پ. م ۲۲۴ م.) که از تیره ایرانی پرنی و شاخهای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای حدود باختر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبههای داریوش پَرثَوَه آمده است که به زبان پارتی پهلوی میشود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز میتوان خواند. ایالت پارتی ها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای مازندران و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود میشد. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای مازندران میزیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند.
این امپراتوری در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوههای قفقاز تا خلیج فارس توسعه یافت. در عهد اشکانی جنگ های ایران و روم آغاز شد. سلسله اشکانی در اثر اختلافات داخلی و جنگهای خارجی به تدریج ضعیف شد تا سر انجام به دست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید.
ادامه مطلب
|
|
تشكيل دولت صفوي در اوايل قرن دهم هجري قمري ( ابتداي قرن شانزدهم ميلادي ) يكي از رويدادهاي مهم ايران محسوب مي شود . پيدايش اين دولت كه بايد آن را سرآغاز عصر تازه اي در حيات سياسي و مذهبي ايران
ادامه مطلب
مقدمه
ایران اسلامی ما زیر سلطه و نفوذ کشورهای بیگانه ی بسیاری بوده و از هرکدام ضرر های بی شماری را متحمل شده است.
در تحقیقی که پیش روی شما دوست عزیز قرار دارد ؛ تلاش شده تا چند حکومت را زیر زره بین برد و آن را تجزیه و تحلیلی هرچند کوتاه برای عبرت آموزی کرد...
ادامه مطلب


